گو جون پیو به دادم رسید
خوبین ؟
خوش میگذره
یه ماه دیگه این موقع تو مدرسه ایم ...
بیخیال فکرشو نکنید بیاین از فرصت باقی مونده نهایت استفاده رو بکنیم
منم خاطره هامو بگم
شونصد بار اومدم اینو بگم یادم رفته
خاطره ای که آخرش جون سالم به در بردیم
اردیبهشت بود . پنجشنبه . همه بچه ها گوشی آورده بودن . نگین هم زنگ تفریح اومده بود جلو پیش من و ن نشسته بود . تا آخر زنگ تفریح جلو بود و داشت واسه من عکس میفرستاد و تو گوشی ن هم عکس میدید . خوب گذشت و گذشت تا معلم پرورشیمون اومد و گفتم : بچه ها اومد . ولی انگار نشنیدن . بازم گفتم دیگه ول کردم . دیدم معلمه اومد جلو میز ما اینام هول شدن . خودم گوشیمو گذاشته بودم تو کیفم . خلاصه اومد گفت : چی کار میکنید ؟ اون چیه اون زیر . حالا این ۲ تا گوشی هاشونو گذاشته بودن لای پاشون اگه بلند میشدن میفتاد زمین . بعد معلمه گیر داد به من . گفت تو بگو . حالا تو این حال این ۲ تا گوشی هاشونو به من که طرف چپ میز نشستم میدن که سودا برشون داره بذاره تو جیب سویی شرتامون . فکر کنید منم گوشیمو دراوردم که بدم همون جور هم داشت عکس واسم بلوتوث میشد خودمو انداخته بودم رو میز که نبینه گوشی هارو . حالا فکر کنید هی این نور ال سی دی گوشی میزد بالا . خلاصه معلمه گفت بگو ببینم چی بود ؟ داشتین چی میکردین ؟. سودا دیگه گوشی هارو برداشته بود منم خودمو از رو میز جمع کردم تکیه دادم به صندلی . فکر کردم و فکر کردم که بالا خره یادم اودم . هی میگفت بدو بود . یادم اودم که یه عکس از گروه اف ۴ پرینت کرده بودم برای ن و همیشه تو کیف پولش بود . بعد گفتم : هیچی خانوم میدونین . آخه شما یه خورده حساسین و ن تو کیف پولش یه عکس داره که خیلی پسرای قشنگی هستن حالا ما به شما نشون میدیم اما شما به کسی نگین . بچه های کلاس هم که همه عاشق اف ۴ . گفتن آره خانوم خیلی خوشگلن و... بالا خره عکسرو نشونش دادیم دست از سر ما برداشت . خدا رحم کرد . گو جون پیو هم کمک کرد . اگه نبود چی میشد ...![]()
اینم یه عکس از اف ۴
دلم براشون تنگولیده مخصوصا الان که یادم افتاد نجاتم دادن

بقیه عکساشونو میذارم تو ادامه مطلب
خوب دیگه من برم
تا بعد یا حق !

سلام